خاطـره ای تفـکربرانگیـز از پـروفسور حسـابی

پروفسور حسابی؛ ملقب به پدر فیزیک ایران بعد از ملاقاتی كه با انیشتین داشتند و پس از آنكه انیشتین به ایشان نوید می دهند كه نظریه شما در آینده ای نه چندان دور، علم فیزیك را در جهان متحول خواهد كرد، به پروفسور پیشنهاد می دهد كه برای تكمیل نظریه خود در آزمایشگاه مجهز دانشگاه شیكاگو به كار خود ادامه دهد. در ادامه ایمیل خاطره ای بسیار آموزنده از ایشان در دانشگاه شیکاگو نقل شده كه هر ایرانی را به فكر وا می دارد. امیدوارم شما دوستان هم فرصت خوندنش رو از دست ندهید ...
ادامه نوشته

 ستاره هایمان را فراموش نکنیم!(1)


دیروز از هر چه بود گذشتیم؛امروز از هر چه بودیم گذشتیم!

آنجا پشت خاکریز بودیم و اینجا در پناه میز!

دیروز دنبال گمنامی بودیم و امروز مواظبیم ناممان گم نشود!

جبهه بوی ایمان میداد و امروز ایمانمان بو میدهد!

آنجا پشت درب اتاقمان مینوشتیم"یاحسین فرماندهی از آن توست"

الان مینویسیم "بدون هماهنگی وارد نشوید"...!!!

...

...

...

ستاره هایمان را فراموش نکنیم!!!

بااین ســـــتاره ها آینـــــده از آن مــــــاست...

فبِاَيِّ آلاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

در روايات اسلامي آمده كه كفار مكه از پيامبر اسلام (ص) تقاضا كردند براي صدق دعوي خود ماه را به دو نيم بشكافد و به او قول دادند كه اگر چنين نمايد به دين اسلام و صدق گفتار او ايمان خواهند آورد...
ادامه نوشته

عاشقان عیـــــــدتان مبـــــــــارک...

 

نام احمــــــد نام جمله انبياست        چون كه صد آمد نود هم پيش ماست‏‏

وقتى نام پيامبر اعظم را مى‏آوريم، كأنه شخصيت ابراهيم، شخصيت نوح شخصيت موسى، شخصيت عيسى، شخصيت لقمان، شخصيت همه‏ى بندگان صالح و برجسته و شخصيت امير مؤمنان و ائمه‏ى هدى (عليهم‏السّلام) در اين وجود مقدس، متبلور و مجسم است. پيامبر اعظم را مى‏توان به درخشان‏ترين ستاره در كائنات عالم وجود تشبيه كرد و از آن وجود بزرگ و مقدس با اين عنوان تعبير كرد... در پيامبــــــر اعظــــــم؛

علم همراه اخلاق هست؛

 حكومت همراه حكمت هست

عبادت خدا همراه با خدمت به خلق هست؛

جهاد همراه با رحمت هست؛

عشق به خدا همراه با عشق به مخلوقات خدا هست؛

عزت همراه با فروتنى و خاكسارى هست؛

 روزآمدى همراه با دورانديشى هست؛

 صداقت و راستى با مردم همراه با پيچيدگى سياسى هست؛

غرقه بودن جان در ياد خدا همراه با پرداختن به صلح و سلامت جسم هست؛

در او دنيا و آخرت همراه است

هدفهاى والاى الهى با اهداف جذاب بشرى همراه است...

انّا ارسلناك شاهدا و مبشّرا و نذيرا و داعيا الى اللَّه بأذنه و سراجا منيرا

 بیانات مقام معظم رهبری درباره پیامبر اسلام-1/1/1385 

محرم همچنان جاریست...(4)

احمدی روشن ها؛الگوهای عاشوایی امروز من و تو...


مصطفاي شهيد...

رشد شتابنده علمي و فتح قله هاي دانش که با همت و عزم جوانان مومن و غيور و توانايي چون مصطفاي شهيد رونق يافته، امروز قائم به هيچ فردي نيست. اين يک جنبش تاريخي و برخاسته از يک عزم خلل ناپذير ملي است.(قسمتی ازپيام تسليت مقام معظم رهبري به مناسبت شهادت شهيد احمدي روشن)

 شهید مصطفی احمدی روشن در یک نگاه

شهیدمهندس مصطفی احمدی روشن، دانش آموخته رشته مهندسی پلیمر از دانشگاه صنعتی شریف متولد سال ۱۳۵۸ بوده و در سال ۱۳۸۱ از این دانشگاه فارغ التحصیل شده است. وی با سنی پایینی حدود 32 سال دارای مقالات متعدد علمی در رشته پلیمر بوده است.این دانشمند هسته ای کشورمان به هنگام شهادت عهده دار معاونت بازرگانی سایت هسته ای نطنز بوده است

شهید احمدی روشن در پیشرفت صنعت هسته ای کشورمان نقش بسزایی ایفا نموده،وی در سال ۱۳۸۰ و در دوران تحصیل خود در دانشگاه در پروژه ساخت غشاهای پلیمری برای جدا سازی گازها که برای اولین بار در کشور انجام می‌شد همکاری داشته است (از غشاهای پلیمری برای غنی سازی اورانیوم استفاده می شود، بطوریکه ابتدا اورانیم به صورت "گاز هگزافلورید اورانیم" درآورده می شود و سپس این گاز از یک غشای پلیمری مخصوص عبور داده می شود. با این کار اورانیوم ۲۳۵ زودتر از ۲۳۸ از غشای پلیمری عبور می کند. و به این شیوه اورانیوم غنی سازی میشود)

شهید احمدی روشن صبح چهار شنبه۲۱دی ماه ۹۰ یر اثر انفجار یک بمب مغناطیسی در خودرو خود به دست عوامل استکبار به شهادت رسید.

...و اینک مــــــــــــاییم و ادامه این راه!

محـــرم همچنان جاریست...(3)

درسی دیگر از عاشــورا برای امروز من و تو...


گفت:منتظران!!!بگوش!!!حسین (ع) را منتظرانش کشتند!!!

شما با امام خود چه میکنید؟!؟!

 

گفتم:حسین(ع) را منتظرانش نکشتند!

حسین(ع)را مدعیان بی بصیرتی کشتند که نفهمیدند

 که در غیاب امامشان باید به مسلم(ع)؛نائب امام اقتدا کنند!!

محـــــــــرم همچنان جاریست...(2)

 

محـــــرم؛ سراسر درس برای امروز من و تو...

چه شدکه تنها درفاصله پنجاه سال از رحلت پیامبر(ص)،

امت اسلامی فرزند همان پیامبر و امام زمانشان را به فجیع ترین

شکل ممکن به شهادت رسانند و اهلبیتش را به اسارت بردند؟

 

پاسخ به این سوال:

در کلیپ (سه دقیقه ای)زیر با عنوان عبرت های عاشورایی!

عبرت های عاشورایی

پس نوشت:دوستان بعد مشاهده کلیپ اگر دوست داشتیدنظر ها و پاسخ هایی که در مورد سوال بالا به نظرتون میرسه رو بیان کنید.

محرم همچنان جاریست...(اصلاح شد!!!)

یادمان نرود محـــــرم؛

هنگامه بالیدن است و نالیدن!!!

بساطش امـــــــــــوزه است و موزه!!!

تمرین خوب نگریستن است و خوب گریستن!!!

نماد شعور مذهب شیعه است و شور مذهب!!!و..و..و..

 

پس نوشت؛این پست به قول دوستان اصلاح شد!!!اما

اما کاش...کاش...کاش...کمی هم به فکر اصلاح انچه

لزوم بر اصلاح شدن دارن باشیم!!

 کاش...یکم از شعارهامون رو به سمت عمل ببریم؛

کاش...کاش...کمی هم به فکر بالیدن،اموختن،خوب

 نگریستن و شعور باشیم!!!کــــــــــاش...


اما حرف اخرم

همه حرفم این بود که همین اشک و اه,همین مجالس عزا,همین سینه زنی ها وگریه ها و فضاهای سرشار از ذکر یاد حسین(ع) میتونه در بطن خودش مفاهیم عاشورا رو متناسب با شرایط روز جامعه به مخاطب القا کنه وجامعه رو به سمت همون مدینه فاضله حسینی هدایت کنه...بحثم این بود که در قالب همین شور و احساس با توجه به ظرفیت بالای القای مفاهیم انسانی که در مجالس عزای سیدالشهدا وتاثیر پذیری بالای مخاطب از این مجالس وجود داره میتونیم جامعه مون رو به سمت جامعه حسینی پیش ببریم و این مستلزم اینه که در شور متوقف نشیم،دوست داشتم که بحث به این سمت بره که چطور میتونیم از این ظرفیت بالایی که در محرم و صفر ایجاد میشه برای القای مفاهیم انسانی عاشورا استفاده کنیم و روی این موضوع بحٍث کنیم
اما ظاهرا دوستان سوزنشون روی اون "تا"ها و"نه" های پست گیر کرده بود(که بنده در همون نظرات اولیه شبه رو برطرف کردم)و هر چه در طی بیست و اندی نظری که مطرح شد سعی کردم بحث رو با مطرح کردن سوالات مختلف به سمت هدف اصلی هدایت کنم نشد.نمیدونم،شاید به قول دوستان وسیله رسیدن به این هدف اشتباه بود !!!!!البته شاید!!!
به هر حال بازم ممنونم از کلیه دوستانی  که وقت گذاشتید

شهادت پنجمین افتـــــــاب...

چند بیت برای تو که میراث دار غم های عاشورایی... 

یک طرف کاغذ و یک سو قلمش افتاده

قلمش نه دمِ تیغ دو دمش افتاده 

مثل روز دهم از فرط عطش با طفلان

درشب حجره به روی شکمش افتاده 

آخرین لحظه همان لحظه ی تلخی ست که مرد

دیده از دست ابالفضل علمش افتاده 

دیده که دست و سر و چشم عمو عباسش

تا دم علقمه در هر قدمش افتاده 

نفسش را رمقی نیست و در خاطر مرد

زخمهای تن آقا رقمش افتاده 

بعد اینقدر مصیبت که سرش آوردند

تازه تیغ آمده بر قدّ خمش افتاده 

آخرین لحظه به یاد فقط این جمله ی "شمر"

که:"خودم می کِشم و می کُشمش"افتاده 

دمش از بسکه حسینی ست چو پایین رفته

باز در پای دمش بازدمش افتاده 

مثل بین الحرمین است مدینه اما

سر پا نیست... دراین سو حرمش افتاده

 شاعر:مهدی رحیمی

بهترین کتابی که تا به حال خوندم

اگه میخواید در مورد زندگی قبل از تولد و بعد از مرگ و عالم ارواح حقایق بسیار جالبی رو بدونید که احتمالا عقاید و باورهاتون رو عوض میکنه، پیشنهاد میکنم حتما حتما این کتابو بخونید. تو این کتاب خانم بتی جی. ایدی تجربه خودش رو از مرگ بیان میکنه، که میتونه جواب خیلی از سوالای ما باشه.

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فايل , آپلود دائمي

نام کتاب : غرق در نور

نویسنده : بتی جی. ایدی

ترجمه : زهره زاهدی

انتشارات : جیحون

بعد از خوندن کتاب هم میتونید برید تو این سایت و سوالا و جوابای مطرح شده رو بخونید یا اگه سوالی دارید از نویسنده بپرسید.
www.embracedbythelight.com

خط زدن فاصله ها

   رمضان از راه رسید...

هوایی شده ام باز...رمضان از راه میرسد ،غر میزنم:هوا به این گرمی..نه طلوع به این زیبایی ...ربنا به این باشکوهی...غروب به این بی سروپایی

دلم هوای تورا دارد ...هوای رنگ ،نور، بیرنگی ،بیچیزی،دلم هوای نبودن کرده ...هوایی که در همه رمضانها می آید و میرود ...چشم انتظار رمضان می نشینم هرسال ،شاید این بار پیدایت کنم...در پشت یا غیاث المستغیثین ، ویا دلیل المتحیرین...کز نیستان تا مرا ببریده اند

رمضانها شک نمیکنم،یقین دارم .رمضانها مسلمان نیستم ،مومنم...رمضانها عاشقم ...رمضانها شبیه آسمان کویر که انگار دستت را دراز کنی،ستاره هایش چیدنی است،نزدیک میشوی...یا من نزدیک میشوم...یا تو فاصله ها را خط میزنی .

باز می آیی و میروی ..نه میایم و میروم ، تو میمانی ،باز دستهایم را باز میکنم تا تمام باور بودنت را در رمضان در آغوشم حل کنم...یا در آغوشت حل شوم...

باز میایی و من یقین دارم باز شبی لابه لای مناجات سبحانک یالا اله الا انت از ته دل میخواهم که تمام نشوی ...که تمام نشوم...که آن لحظه تا ته دنیا بماند...اما نمیماند.لحظه ها شبیه قطره های آب از لا به لای انگشتانم سر میخورند ،رمضان تمام میشود و من میمانم که آیا میبینمت دوباره یا نه.آیا کوله پشتی دلم به اندازه یک سال ذخیره ((باور ))تورادارد؟...

خدایا آغوشت را باز کن،من خیال گم شدن دارم.

313 مهره تسبیح

خبر آمدنت مثل نسیم

       میرود باغ به باغ          میرود شهر به شهر 

                                           همه عالم به تمنای توبرخاسته اند

دوستان عزیزم در ورودی ۹۰ داروسازی

قراره که از۱۰ روز پیش از ماه مبارک رمضان تا انتهای این ماه

برای سلامتی و تعجیل در ظهور حضرت مهدی (عج)وبر آورده شدن

 حوائجمون چهل روز بعد از اذان صبح دعای عهد رو بخونیم

 اگردوست دارید حلقه ای ازاین زنجیره۳۱۳ نفری باشید لطفا درهمین پست اسمتون رواعلام کنید

                                                      التماس دعا