نرم نرمک می رسد اینک بهار...

سلام دوستان....

عید همتون مبااااااااااااااااااااااااارک 

سال 90 هم با همه خاطره هاش تموم شد....

پر از خاطره های سرنوشت ساز برای هممون....

اوایل سال و ساعت مطالعه های 10-12 ساعته واسه کنکور....

بعدش خود کنکور....

 شور و شوق انتخاب رشته....

جیغ هایی که بعد از دیدن نتایج کشیدیم...

اشک هایی که واسه دوری از خونواده هامون ریختیم...

هیجان هایی که اوایل سال داشتیم...

دست هایی که برای دوستی دراز کردیم...

وبلاگمون....

کلاسایی که پیچوندیم...

و این اواخر خاطره تلخ امتحانات...

بگذریم...

به هرحال این سال یکی از بهترین سال های عمرمون بود....

فراموشش نکنیم....

فراموش نکنیم که تو این  سال چقدر واسه آرزوهامون تلاش کردیم...

راستی یه عیدی خوشگل هم براتون دارم.....

یه شعر زیبا از فریدون مشیری....

        

 

       بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک

              شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک

  آسمان آبی و ابر سپيد

           برگهای سبز بيد

                عطر نرگس، رقص باد

                    نغمه شوق پرستوهای شاد

                                    خلوت گرم کبوترهای مست

 

         نرم نرمک می رسد اينک بهار

                                 خوش به حال روزگار

  خوش به حال چشمه ‌ها و دشتها

                خوش به حال دانه‌ها و سبزه‌ها

خوش به حال غنچه‌های نيمه‌باز

                  خوش به حال دختر ميخک که می خندد به ناز

خوش به حال جام لبريز از شراب

                     خوش به حال آفتاب

 

ای دل من گرچه در اين روزگار

      جامه رنگين نمی‌ پوشی به کام

                    باده رنگين نمی ‌بينی به جام

                                نقل و سبزه در ميان سفره نيست

                                     جامت از آن می که می ‌بايد تهی است

 

ای دريغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسيم

                             ای دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب

           ای دريغ از ما اگر کامی نگيريم از بهار

 

              گر نکوبی شيشه غم را به سنگ

                            هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ

       



 

 

آخرین دفتر زندگی سال 90 !باورت میشه؟؟؟؟؟؟؟129

سلام و با تبریک سال نو 

برگی دیگر ازدفتر زندگی:

و بهار می آید به نسیم... به شکفتن... به شقایق اما

 اگر از آمدنش خواب روی...

 اگر از آمدنش نشئه طعم عسل باغ شوی...

 یا که چشمان غزال به درشتی بردت تا شب خواب...

سرنوشتت جاریست و زمستان باقی....

پ ن: حس  جالبیه که ادم کنار بخاری ازسرما مچاله شده باشه و بارش برفو تماشا کنه اونوقت از بهار بنویسه به هر حال سال نو مبارک

بابا ااااااااههههههههههههههههه ..........

ســــــــلام . امیدوارم شما مثل من دم عیدی گرفته و ناراحت نباشین !! 

قالبی که خیلی براش زحمت کشیدیم ، خوشکلش کردیم ، روزها براش وقت گذاشتیم ، براش تلاش کردیم ، کلی به علی صبوری عزیز بخاطرش زحمت دادیم ، برام خیـــــلی ارزش داشــــت . خیلی دوســــــش داشتم . خیـــــــلی .... 

هر دفعه که بالا میومد یاد زحتمای شیرینی که براش کشیدیم میفتادم !! اما خوب ... خوب سرور اصلی اش رو که بیس و پایه ی قالب بود مسدود کردند ! دستشون درد نکنه ! دلیلشو نپرسین از من! چون اونقدری بصیرت و تدین و نیت صاف و خیر خواهانه ندارم و فهم و شئورم نمیرسه !! 

دست گلشون درد نکنه که ما ، ورودی نودی های دارو تهران و هر وبسایت و وبلاگ دار دیگر رو که با این قالب های معاند و غرب زده کار می کردند  رو  از انحراف و بی بصیرتی نجات دادند تا بار دیگر ثابت کنند در مقابل تهاجمات فرهنگی و بازی با آبروی جوانان این امت  تا آخر ایستاده اند !! حتی اگر ماها نخواهیم ، بی اراده ی ما ، از ما دفاع می کنند . در این راه هم انقدر فروتن و بی ریا هستند که نه می خواهند نامشان فاش شود و نه حتی مزدی به جز قرب و رضای الهی می خواهند ! 

دوستان خیلی خیلی عزیزم که از هرچیزی مهم ترید ، فعلا شرمنده همتونم ! نمیشه اطلاعاتی که در سرور اصلی موجود بود (مثل بک گروند و ایمیج تصاویر و ccs اطلاعات و ... )  برگردوند .فعلا با یه قالب پیش فرض این سالو مجبوریم تمام کنیم . لطفا به من وقت بدین تا یه سرور بی شبهه با آرم حلال (!!) پیدا کنیم تا بتونیم قالبمونو روی اون پیاده کنیم . به خوبیتون ایمان دارم و میدونم که لایق بهترین هاین. ....

فقط کلی ساری !!  

فعلا ... 


دفتر زندگی 128

سلام.

الهم عجل لولیک الفرج! بهار آرام می آید به دیدار گل نرگس

گلاب از عرش می ریزد به در بار گل نرگس

خوشا چشمی که می روید به دیدار گل رویش

خوشا قلبی که می باشد گرفتار گل نرگس...

   پیشاپیش عیدتون مبارک

با اون همه خاطره ،  باز .....

ســــــــــــــــــــلام ب همتون که هنوز دو روز از تعطیلی ها نگذشته میستون شدم (البته زیاد جدی نگیرین این حرفمو ها . من فقط  جو گیر شدم !! )

پیش نوشت : امیدوارم چهار شنبه سوری ، برازنده ، امینی  اکبرزاده  و یا هر ۴ شنبه دیگه ای که براتون رقم خورد رو  با جون سالم به در برده باشین ! بنده که به شخصه از ناحیه ی اکسیپیتال بون (پس کله ی خودمون بابا ) دچار آسیب شدم !! نیست خیلی خوش شانشم ! دو دقه دم انقلاب وایساده بودم همچی ییهو ترکش ترقه ی بمبی اصابت نمود و کمی تا قسمتی خونید منو!!! 

اما هدف این پست !!! ای داد بی داد ! سالی که خفن بود ، ملس بود ، خداااااااااااااااااا بود ! داره تموم میشه ، داره کم کم جمع و جور میشه تا توی صندوقچه ی قلبمون جا بگیره و بره واس خاک خوردن !

 سال نود... تو اوج هیجان و استرس کنکور کلید خورد و مزه ی  آزمون ها ی جمع یندی قلم چی به جا پسته و بادم زیر زبونمون رفت و کلی فاز داد ()و بدمش تجربه ی 18 سالگی واسه خیلیامون ! و البته یه تحول خفن در زندگی واشتباه بزرگ و  پیوستن به نودی های داروی تهران ! شما ها بگین حالا ، چه خاطره ی ترجیحا خفن و خنده دارو خوشکلی از این سال تکرار نشدنی دارین ؟!!  هان ؟!!؟!

پی نوشت : سبزه ی سفره ی هفت سینمون هم  چینی شد !!!!!!! مملکته داریم !؟!؟ کجایند هنرمندان متعهد ؟!!؟په کو  آن مدیران حامی صنایع دستی خودمون ؟!!؟ اگه گذاشتن یکم راحت باشیم !؟!یکم دق مرگ نشیم ....

           سبزه ی چینی هم به بازار رسید !!!   

                یادتون نره خاطراتتون رو باید تعریف کنین اینجا ها !!! کلی مرسی ....))

دفتر زندگی127

 

 وقتی با خدا گل یا پوچ بازی می کنی .. نترس!

تو برنده ای .. آخه خداهمیشه دوتا دستش برای تو پُره ...

          

جمله میخوام ):

سلام دوستان

بچه ها میخوام واسه لحظه سال تحویل اس ام اس بزنم واسه همه.

از این رو میخوام جمله رو شما بگید.

به این صورت که :

بچه ها جمله های زیباشونو به "پنل""30007092909090" اس ام اس کنن.

ما بهترین جمله رو انتخاب میکنیم.

از فرستنده بهترین جمله هم تقدیر میشه بعدها.

پس اگه میشه زود بفرستید.

جمله هرچی کوتاه تر و ابتکاری و جدید باشه بهتره.

ییسسس ...اس اس ;)

 ســـــــــلام به همگی !! خوب بله ! همه میدونین دیروز چه خبر بود !! اس اس اینترمیلان بازم گل کاشت و اولین جام امسالو برد بالا سر !! جــــــــــــام حذفـــــــــــــــی !!!

دیروز شهر شهید پرور (ببخشین فوتبال پرور  )  شیــــراز میزبان بازی فینال جام حذفی بین آبی دل ها و شاهین سفید بود !

اما تو استادیوم تک و توک شیرازی دیده میشد !! آخه استادیم قبل از طلوع خورشید در شیراز (یعنی ۱۰ صبح) پر شده بود !! اینجا بود که دست به دامن بچه های بالا شدیم و با لابی خودمونو رسوندیم تو استادیوم !

دم در نگهبانه منو دیده میگه تو هم میخوای بری تو ! میگم : پـــــَ  نـــــَ پــــــَ ، آب اوردم بریزم پشت سر تماشاگرا که سالم برگردن از استادیوم !!!

 ساعت بالاخره  ۳ شد و بازی شروع شد ........

بازی کلا یه جوری بود ، نمیدونم چرا ولی بازی بچه های  استقلال توی چمن به شدت خفن  و خوب حافظیه (!!) مثل  پرویزخان که بدون سیبیل در کنار زمین تعادل نداشت  بی نظم  و بی تعادل انجام میشد !! البته نباید از دفاع سنگین (از هر نظر که فک کنی !! از خم ابرو تا اور دوز شکم ) علی انصاریان در شاهین بوشهر هم گذشت که سدی شده بود که نمیگذاشت بکس استقلال اصلا دروازه رو درست ببینند !!

البته لشکر همیشه قهرمان استقلال هرچند با چندین مصدوم و غائب بزرگ ، عمو فرهاد ، مجتبی وزنه ی تیم و کلی آدم دیگه پا به میدون گذاشه بود اما هنوزم چهره ی همیشگی یه قهرمونو به خوبی میشد از پشت گرد خستگی و تن فرسودگیش دید ... 

ادامه بازی هم چیز زیاد خاصی نداشت (شایدم داشت ولی ما که مشغول تخمه خوردن و گفتن الفاظ لطیف بودیم و نفهمیدیم بازی چی شد )

حال و حوصله نداشتن  از اتمسفر هوا به دو تیم هم سرایت کرده بود و هیچ کی حال حمله نداشت و خیلی راحت ۱۲۰ دقیقه زدن زیر توپ دو تیم تا اینکه نوبت ضربات پنالتی (به قول جواد جون خیابانی ) شد تا تکلیف قهرمان این ماراتونو مشخص کنه !!حالا بماند  که این وسطا یه 4 تا موقعیت مسلم گل از دست رفت ... 

اینجا بود که اس اس نشون داد واقعا اس اس هست و قهرمانی برازندشه !!!

رحمــــــــــــــــتی !! ....... (بچه ها این دفه فرق داره، فحش نیست !! )  که تو لباس مرحوم اسطوره  ، ناصرخان حجازی کلی جیگر شده بود ، شاه بازی درآورد تو ضربات پنالتی و مثه واکی بایشی پشت سر هم ضرباتو مهار نموئید !!  دمش کلی مرسی !!!  اینجوری شد که توضربات پنالت ! ما ۴ بر ۱ بردیم !!

                  تبریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــک!!!!!!!!

راستی برای سال و دوره ی بعدی هم باید بگم که ......

                             ما که بازم رفتیم آسیا  قابل توجه بعضی ها !!!

خودمونیما !! این جامه یا گلدون !! مرسی سلیقه مسئولین !!

 

                           پرچم استقال رو زمین هم بالاســـــــــت !!!

پ ن : ببخشین که پست کمی دیر گذاشته شد !! بتون توصیه میکنم که اصلا فعال نباشین !! آخه آخرو عاقبتش میشه یه سطل آب و شیشه پاک کن و روزنامه و اوووووهههه صدتا شیشه و آینه کثیف که باید بسـابی!! اااه... مامانه داریم ؟!؟!

دفتر زندگی ۱۲۶

سلام به همه ی همکلاسی های خوبم؛

اینم برگ آخر  دفتر زندگی ما نودی ها تو سال ۹۰ البته از نوع جمعه اش!!!!

پیشاپیش سال نو همگی مبارک


دنیای قشنگی نیست،آدم ها مثل رود جاریند،زلال که باشی سنگ هایت را میبینند،برمیدارند و نشانه می روند،درست به سمت خودت.

کجایند مردان بی ادعا....

سلام دوستان

طی سفری که به مناطق جنگی داشتیم علاوه

 بر اینکه کلی به یادتون بودیم و واستون دعا کردیم

چندتا عکس هم (در ادامه مطلب) براتون سوغات آوردم که

 امیدوارم اون حال و هوایی

 رو که ما اونجا داشتیم رو بتونه بهتون منتقل کنه...

                        

ادامه نوشته

سوغاتی من از جنوب...

...فاخلع نعلیک انک بالوادالمقدس طوی

سلام به دیار خاک وخون به سرزمین درد وجنون ...به قداست رمز یا زهرا(س) .. به تکه ای ازآسمان تشنه در کنار اروند و شلمچه .بی  وضو اذن ورود نمی توان گرفت کفش هارا میکنی با گام های دل باید  بر این خاک تفتیده قدم بگذاری چشم دل را که بازکنی هنوز بچه هارا میبینی که همراه تووضو میگیرند اما درخون خودشان چه سبکبال درپروازندومیشنوی هنوز زمزمه امن یجیب شان رادرسنگرهای تک نفره که پر است ازحضورخدا و اکنون این منم خسته از نمیدانم های وجود آمده ام گمشده ام را اینجا پیدا کنم دست مرا همبگیرید تا به آرامش برسم ازپس آنهمه سرگردانی  اینجا همه حال وهوای غریبی دارند میدوند تاخودشان راپیدا کنند میدوند سربرشانه های خاک زنگار از دل بزدایند......18/12/90

 .

 .

اینبارسلام که میگویم بوی دلتنگی تمام وجودم را پرمیکند  دل از این زمین نمیکنم میخواهم تکه ای ازوجودم رابرجا بگذارم وبگذرم.مگر میشود به این راحتی ازسرزمین روحهای زلال چشم برداشت؟اینجا که روزی به آسمان راه داشت عاشقم کرده است وچیست جز عشق که چنین جسارتت میدهد که جان برکف گیری و از همه دلبستگیها بگذری؟

از یاد نخواهم برد تورا ای سرزمین قلب های تپنده این جسمم است که ازتورخت برمیبندد ولی روحم در فضای توحل خواهد شد و قلبم را در این تکه آسمان که به مهمانی زمین آمده است برای همیشه به ودیعه خواهم گذاشت و تنها دعایم این است:آقاجان دست دلم رابگیر همان که توبه هایش مایه خنده فرشته هاشده ..همان که امشب برای آخرین بار توبه اش را ریخت توی جعبه ای از امید ودادش دست فرشته ای که برساند به خداو روی جعبه نوشت : آهسته حمل کنید شکستنی است......23/12/90

جزوه بیوشیمی

.......سلام

.جزوه بیوشیمی جلسه ۷ درفراز موجود است