ارائه گیاهان
سلام
لطفا کسایی که گیاهان ارائه دادن ،مطالبشون رو در یک صفحه A4 تهیه کنن و به دکتر امین نشون بدن.
بعد از تاییدشون حد اکثر تا 4شنبه این هفته به من تحویل بدن.
سلام
لطفا کسایی که گیاهان ارائه دادن ،مطالبشون رو در یک صفحه A4 تهیه کنن و به دکتر امین نشون بدن.
بعد از تاییدشون حد اکثر تا 4شنبه این هفته به من تحویل بدن.
فارماکولوژی:جلسه17
داروهای بیولوژیک:جلسات10و11
تغذیه:جلسات14و16و17
سیوتیکس1:جلسه11
سلام و خسته نباشید!
راستش دیروز رفتم اتاق دکتر یاسا و اسلایدارو ازشون گرفتم تا اگه کسی خواست اسلاید بخونه داشته باشه البته استاد شدیدا تاکید کردند که خوندن اسلایدا کافی نیست و گفتن من رو هر اسلاید توضیحات اضافه هم دادم ... خلاصه اش اینکه جزوه رو هم بخونید .
http://s5.picofile.com/file/8104217768/Bacterial_Vaccines2.ppt.html
http://s5.picofile.com/file/8104220600/Viral_Vaccines.ppt.html
بعد تاکید کردند که امتحان هم تستی و هم تشریحیه و در جواب سوال من گفتن که از مزایا و معایب واکسن های مختلف هم سوال میدن !
در آخرهم گفتن اصلا کی امتحان دارین ؟! خوب شد یادم انداختی برم سوال طرح کنم!
چه ماجرایی شده سوال طرح کردن استادا این ترم ! اون از سیوتیکس ۲ که نیم ساعت به امتحان با التماس سوال طرح کردند، اینم از داروهای بیولوژیک، اونم از دکتر امانلو که کلاس قبل امتحانو کنسل نمی کنه ، بعد خودش دیر میاد میشینه واسه امتحانی که اصلا به مباحث اون ربطی نداره سوال طرح می کنه بعدم گیر و گیر که بیاین امتحان بدین! حالا صدبار بگو بابا ما نخوندیم جز امتحان نبود![]()
![]()
![]()
یه چندتا نکته تو جزوه بود که باید اصلاح بشه یا اضافه بشه مثلا :
۱- جزوه ۱ صفحه ۵ : کنارآنتی ونین به جای د باید بشه ۳ یعنی آنتی وینین مورد سوم فراورده های مشابه است.
۲- جزوه ۲ صفحه ۷ : توضیحات داده شده جلوی مورد ۶ باید جلوی مورد ۳ باشه . مال آنزیم محدود کننده است.
۳- جزوه ۴ صفحه ۵ : بالای صفحه در موارد استفاده از Rosenthal مقدار واکسن باید ۰.۲ میلی لیتر باشد ( البته تو کلاس گفته نشده اما تو اسلاید ۸۱ هست !)
۴- جزوه ۵ صفحه ۳ : پایین صفحه که ... روز طول می کشد باکتری فعال شود . ( در واقع مدت زمان دوره کمون جا افتاده، تو اسلایدم نیست ، ریکورد کلاس و سرگروه محترم هم الان در دسترس نمی باشند ، شرمنده ، منم نمی دونم ، اگه کسی خبرداره تو نظرات به بقیه هم بگه )
کار دیگه ای از دستم بر نمی یاد ...
خوب بدید امتحانتونو انشالا![]()
بچه هایی که اسم دادن به من واسه همکاری تو جشن علوم پایه و حتی کسایی که اسم ندادن ولی میخان به ما کمک کنند و واقعا ممنون میشم تعداد افراد بیشتر باشه.یکشنبه ساعت 12 تا 1 در لابی قدیم جمع شیم .بعدا کلاسش مشخص میشه یا عابدینی یا صفری.ممنون میشم حتما بیاین
شیمی دارویی جلسات17،19،20
فارماکولوژی جلسات14،15
داروهای بیولوژیک جلسه9
فیزیکال جلسات10،11
بیوشیمی بالینی جلسات9،10
سیوتیکس1 جلسات9،10
بیا ... بنشین ... برایت یک فنجان چای ریخته ام، با چند قطره بهارنارنج
با همان طعم قدیمی مثل چای های خانم جان !
به دل نگیر اگر همیشه با چای از تو پذیرایی می کنم، میزبان نظرتنگی
نیستم اما، چای مرا عجیب یاد تو می اندازد.
تو درست مثل چای می مانی، تلخ اما گرم !
هزاران قند و شکر و نبات و شکلات را کنار تو تجربه کرده ام، شیرین
نمی شوی.
تو هم مثل چای تیره ای، همیشه گرفته !

اما هیچ چیز در یک عصر زمستانی،کنار پنجره اتاق جای نوشیدن یک
فنجان چایگرم را نمی گیرد، درست مثل تو، نمی توان از تو گذشت،
بدون تو هیچ چیز و هیچ کس تنهایی هایم را پر نمی کند.
چای که نباشد سردرد می گیرم، تو که نباشی سردرگم می شوم ،
میان روز و شب، میان زندگی و مرگ ...
بیا ... بنشین ... این بار چای با چندقطره بهارنارنج برایت ریخته ام ...
بنوش ...
شاید طعم تلخ تو هم عوض شد!

روزی شیخ جعفر شوشتری را دیدند که در کنار جویی نشسته و بلند بلند گریه میکند.
شاگردان گفتند: ” کسی چیزی به شما گفته؟ لاتی، چاقو کشی شما را اذیت و آزار کرده؟“
شیخ جعفر در میان گریه ها گفت: ”آری… یکی از لات های این اطراف حرفی به من زد“
همه نگران شدند که بی احترامی به ایشان کرده باشد. گفتند ”چه گفت؟ چه کسی بود؟“
شیخ جعفر گفت: ”یکی از لات های این اطراف آمد و به من گفت:
”شیخ جعفر! من همونی هستم که همه میگن،…
تو هم همونی هستی که همه میگن؟“
و باز صدای گریه های شیخ جعفر بلند شد!!!
به سلامتی تو
تقدیم به تو ...
و البته ای تو روح .... ( با هرکی و هرچی دلت می کشه پر کن جا خالیو :-دی )
کلیک نما رو مهرمون

شاد و سالم و پیروز باشی ...
دانلود منابع 4 جلسه اول دکتر امانلو
جلسه ی هفتم
یه بخشی از جلسه ششم ادامه اش میشه اواخر جلسه هشتم ۸۹
دانلود فویهبنام خدا
تا حالا شده صبح تا شب بابت هر نفست از خودت بپرسی که انگیزت واسه زندگی چیه ؟! بعدم بدون اینکه جواب سوالتو پیدا کنی یا کسی باشه که جواب سوالتو بده مجبوری نفس بعدی رو بی انگیزه تر از قبلی بکشی .
حالا با نفس کشیدن یه جوری کنار میای اما در عین همه این بی انگیزگی ها و بی حوصلگی ها مجبوری درس بخونی ، امتحان بدی ، با هزار جور آدمی که خیلی هاشونو اصلا نمی فهمی سروکله بزنی و از همه سخت تر اینکه مجبوری زندگی کنی ! تازه در همه این احوالات باید حواست باشه که لبخند ژکوند به همه تحویل بدی تا هرکی از راه رسید یه انگ افسردگی و ... رو پیشونیت نچسبونه.
تو این گیر و دار که خودتو با کلی زحمت سرپا نگه داشتی ، کلی خودتو کنترل کردی که سر کلاس استاد محترمت دکتر دوستی لب تاپتو درنیاری ، موبایلتو غلاف کنی ، دهنتو ببندی و 2 ساعت به تخته خیره بشینی بازم استاد میگه :
مرده شورتونو ببرن!! چرا قیافتون این جوریه؟ چرا اینقدر بی انگیزه اید؟!
وقتی تو این دوره زمونه که به خاطر پول آدم میکشن تو حتی دنبال پول هم نیستی چون قبلا تجربه کردی و فهمیدی گوشی apple و لباس مارکدار و کتونی برند و... حتی به اندازه یه لحظه هم به تو احساس خوشبختی نداد و مطمئنی که اگر بنز و بینوه و قصر و هزار جور چیز دیگه هم داشته باشی بازم لحظه ای احساس آرامش نداری و بازم تو می مونی و سوالاتت و ذهن درگیرت !
وقتی پارک و سینما و کوه و خرید و ... دیگه برات هیچ معنی نداره !
وقتی همه تورو خوشبخت می دونن اما دانشگاه تهران و داروسازی و اسم و عنوان دکتر هم برای تو رضایت نیورد!
شنیدی میگن طرف روحش به جسمش زیاده؟ حس می کنم روحم به کل دنیا زیاده !
مادربزرگم میگه کفره ، ناشکریه ولی دلم می خواد از خدا بخوام یه لحظه گوششو بگیره تا از ته دل فریاد بزنم کاش هرگز به دنیا نمی اومدم ...
دلم می خواد برگردم به کلاس اولو ببینم اون موقع که هر روز صبح سر صف با جیغ و فریاد می خوندیم :
خوشحال و شاد و خندانم ، قدر دنیا رو می دانم ...
واقعا شاد بودیم یا همش یه دروغ بچه گانه بود ؟ با همه سادگی مون چی به دنیا می دیدیم که قدرشو می دونستیم ؟
تو چی فکر می کنی ؟ اصلا تا حالا همچین حالی داشتی ؟ تو هم فکر میکنی این همه بی انگیزگی از افسردگیه ؟ یا یه رو ح بلندپرواز زیاده طلب ؟ تو فکر می کنی چی میشه که دکتر شفیعی با چراغ نفتی این همه انگیزه داشت و ما الان با این همه امکانات یکیشم نداریم؟
راستی من هیچ ترسی نداشتم این مطالبو با اسم خودم بذارم رو سایت ولی همه مون می دونیم که یه عده آدم وجود دارن که همیشه دنبال سوژه واسه مسخره بازی می گردن و من اصلا حوصله نداشتم بین همه درگیری های ذهنی خودم با اونا هم کل کل کنم، به خاطر همینم از بچه های گروه مشاوره خواهش کردم اجازه بدن با این اسم پست بذارم !