نقل است یکی از مریدان ندا داد  یا شیخ ! این چه رخوت است که

بر جان قوم عارض گشته و هریک به گوشه ی عزلت نشسته ...

شیخ تاملی بفرمود گفت: نه هزیمتی در پیش است! رسم مکتب خانه

همین بوده و هست، که سالیان که بگذرد ،طلاب مکتب خانه ، فوج فوج

غیب شوند وباقی شان چون شبحی بین منزل و مکتب خانه در گذرند

(یعنی فقط میان یونی و برمیگردن خونه!)..

فی الحال مریدان مدهوش گشتند  ولی جامه ها ندریدندی و راه به

بیابان نبردندی ، علی ای حال خرامان به کنجی خزیدندی و از ایشان نیز دگر

صوتی نخاست