معمای سه حرفی
بنام حضرت دوست که هرچه دارم ازوست
سلام :
قبل از هر مطلبی باید از همه ی همکلاسی های عزیزم بابت اینکه وقت میذارید و شعرَمُ میخونید تشکر کنم. من اولین شعرمُ بدون مقدمه میگم،شاید بعداً اگه دوباره شعر گفتم مقدمه داشت.راستی این شعرمُ دیشب گفتم و من مثل شما نمیتونم خیلی خوب بنویسم.به خاطر داشتن غلط های نگارشی و فنّیش پیشاپیش عذر میخوام. ![]()
معمای سه حرفی
............................................
برده ز کف رقص دل انگیز یار اِختَیَرَ یَختَیِرُ اختیار
قند فراوان به لبانش شده اِحتَکَرَ یَحتَکِرُ احتکار
کی شود این عقده ی دل با شریک انفجر ینفجر انفجار
قافله ها دل شده در طره اش استتر یستتر استتار
یافته از هجر رخش قلب من انکسر ینکسر انکسار
بر سر گیسوی چلیپا کنم افتخر یفتخر افتخار
کشته مرا سکه روا داشته اقتدر یقتدر اقتدار
تا سحر از بهر لبش میکنم انتظر ینتظر انتظار
جنبش ابروانش از من گرفت اعتبر یعتبر اعتبار
به به از آن لحظه که عطرش شود انتشر ینتشر انتشار
حال که داری تو به عاشق کنی اعترف یعترف اعتراف
کل وجودم به تو دارد صنم انحصر ینحصر انحصار
گرچه تو داری ز جعفر کنون انزجر ینزجر انزجار
لیک به شیدایی خود میکند افتخر یفتخر افتخار
من وَ تو هر چند به ظاهر دوایم در نَظَرَ در نظرا در نظار
لیک که یک واحده ایم در جهان احتمل یحتمل احتمال
........................................
برای شناسوندن خودمون نه می خوایم پر حرفی کنیم و نه خودستایی !!