خبر آمد خبری در راه است ...

من یک پنجره دارم که روبه انتظار باز میشود .اگر از همه ی دنیا همین پنجره هم سهم من باشد برای من کافی است.

صبح خورشید از پشت پنجره ام سرک می کشد و شب قابی می شود برای ستاره های روشن و شهابهای سرگردان.

پنجره برای من پلی است که آسمان را به دنیای کوچکم پیوند میزند و میدانم کسی با خورشید و ستاره ها به یادم می آورد که هنوز برای ادامه عاشقی فرصت دارم.

 

امشب شب قدره برای همدیگه یه دنیا دعا کنین