پنجره
خبر آمد خبری در راه است ...
من یک پنجره دارم که روبه انتظار باز میشود .اگر از همه ی دنیا همین پنجره هم سهم من باشد برای من کافی است.
صبح خورشید از پشت پنجره ام سرک می کشد و شب قابی می شود برای ستاره های روشن و شهابهای سرگردان.
پنجره برای من پلی است که آسمان را به دنیای کوچکم پیوند میزند و میدانم کسی با خورشید و ستاره ها به یادم می آورد که هنوز برای ادامه عاشقی فرصت دارم.
امشب شب قدره برای همدیگه یه دنیا دعا کنین![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۱ ساعت توسط خاطره چرچی بابایی
|
برای شناسوندن خودمون نه می خوایم پر حرفی کنیم و نه خودستایی !!