همین یکی دو هفته ی پیش بود که ما از شما خواستیم  که بیایید و اعلام آمادگی کنید برای دوره ی تزریقات..یادش بخیر اون روزا  جوون بودیم ُ   هنوز بیوشیمی کمرمونو خم نکرده بود..جوونیی کجایی که رفتی ولی ما هنوز داریم امتحان  میدیم!

دوست گلم نیلوفر هم زیر زیرکی  تو تک تک جمع ها حاضر می شد و  اسم های مارو تند تند می نوشت..و با یه دو دو تا۵ تای حسابی دیدیم که به حد نصاب رسیدیم.

در طی مذاکراتی که سمانه با دکتر مجتهد زاده داشت این دوره به اسفند ماه موکول شد تا همراه  همه ی نودی ها حتی اون نامردایی که روز انتخاب واحد بدو بدو بیولوژی رو برداشته بودن این کارگاه رو شرکت کنیم.آخه انگار  استاد تاکید خاصی روی این داشتند که اون ها باید کلاس های کمک اولیه شون تموم شه تا این کارگاه شروع شه!..کلا زیاد هم که نمیشه با استاد بحث کرد و حرف حرف خودشونه..میگن اسفند یعنی اسفند..نه تیر نه مهر نه حتی دی! (حداقل دی میزاشتن که بیولوژی ها رو نبریم و ما دلمون خنک شه! ولی با معذرت خواهی از بچه های کمک بگم که نشد دیگه..نشد..ایشالا یه وقت دیگه ..)

اینا همش شوخیه وگرنه همه ی بیولوژی ها میدونن که ما کمک اولیه بردار ها همیشه از صمیم قلب خواستار قطع گردن با گیوتین بودیم براشون!

 

پس یه خواهش که هست اینه که از هرگونه مراجعه ی بیجا به استاد مجتهد زاده بپرهیزید

اینو یادم رفته بود بگم استاد وقتی با این اشتیاق نودی ها مواجه شدن گفتن درخواست کتبی سمانه رو نگه میدارند و این کلا نقطه ی مثبتی برای کل نودی هاست..

 

 

همیشه باشید