مادر!!!
من ... قلم ... تنهایی
یادت هست مــــادر؟؟؟
اسم قاشق را گذاشتی قطار، هواپیما، كشتی ...
تا یك لقمه بیشتر بخورم !!!
یادت هست؟
شدی خلبان، ملوان، لوكوموتیوران ...
می گفتی بخور تا بزرگ بشی ، خانم بشی ...
و من عادت كردم كه هر چیزی را بدون اینكه دوست داشته باشم
قورت بدهم ...حتی بغض های نتركیده ام را.
حالا خانم شدم،بزرگ شدم اما هنوز بچم
هنوز دلم میخواد تو برام لقمه بگیری...
یادت هست مــــادر؟؟؟
اسم قاشق را گذاشتی قطار، هواپیما، كشتی ...
تا یك لقمه بیشتر بخورم !!!
یادت هست؟
شدی خلبان، ملوان، لوكوموتیوران ...
می گفتی بخور تا بزرگ بشی ، خانم بشی ...
و من عادت كردم كه هر چیزی را بدون اینكه دوست داشته باشم
قورت بدهم ...حتی بغض های نتركیده ام را.
حالا خانم شدم،بزرگ شدم اما هنوز بچم
هنوز دلم میخواد تو برام لقمه بگیری...
فکر کنم اولین سالیه که روز مادر پیش مامانم نیستم.
راستی میلاد حضرت فاطمه (س) مبارک. از طرف من به ماماناتون تبریک بگین.![]()
+ نوشته شده در جمعه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت توسط سعیده سبزه ای
|
برای شناسوندن خودمون نه می خوایم پر حرفی کنیم و نه خودستایی !!