طلادار المپیاد شیمی کلاس: "شیمیم ضعیف بود!!!"
سلللااام
بردیا(نیسانی): متولد کی و کجا ؟
پوریا(صریحی):
29 شهریور 72 و شهر تبریز!
به جز داداشت که پزشکی
می خونه
،بقیه خونوادتو معرفی کن.
به نظر
من شغل برای معرفی کردن خوب نیست!بابام یه مدیر شوخ صادقه.مامانم یه معلم
مهربون خیلی شادابیه.بابام از این که یه نفر به خودش اعتماد نکنه بدش میاد!از افراد سرتق خیلی
خوشش میاد!!مامانم از شوخ بودن،حرکت و
فعال بودن خوشش میاد.از بیکار بودن هم خیلی بدش میاد!!
حالا از داداشت بگو!
ترم هفت پزشکی ارومیه می خونه،خیلــــــــــــی
گله،بسیار خوش تیپ،با وفاست. از لحاظ هوشی و نگرشی کلاً با هم در رقابت
بودیم،هستیم و خواهیم بود!
دلیل "برم؟ نرم؟
" اول سالت واسه بیوتک و چرا آخر دارو؟ تو که میتونستی هر رشته ای رو که
بخوای انتخاب کنی!
به خاطر
مزیت هایی که این رشته داشت اینو انتخاب کردم،چون الانم میتونم جفتشونو داشته
باشم!دارو رو دوس دارم چون با موجودات زنده سر و کار داره!من تو 2 دقیقه انتخاب
کردم می خوام برم دارو!
کلاً یه تاریخچه ی
کوتاه از المپیاد،این که از کی شروع کردی و چی شد که این جوری شد؟ رو برامون بگو!
وقتی دوم
راهنمایی بودم،یک نفر تو تبریز رفت المپیاد جهانی نجوم.بعد مدال برنز آورد.منم با
توجه به اون چیزایی که تو ذهنم بود،دیدم المپیاد چیز خوبیه برای این که خودتو بالا
بکشی و از این چیزا.بعد از اون موقع علاقه مند شده بودم.اولش می خواستم برم
نجوم،بعدش می خواستم برم ریاضی،بعد کامپیوتر،بعد فیزیک،به زیستم فکر کردم،فقط به
شیمی فکر نکردم!!!چون شیمیم ضعیف بود!!!(بچه ها پوریا رو
در حالی که شیمیش ضعیفه تصور کنین!
![]()
)رفتم شیمی دوم،سوم،پیش رو خوندم،بعد
دیدم خوبه،دیگه رفتم المپیادم خوندم!
برنامت واسه آینده
کیه؟
چیه؟می خوای از ایران بری؟
این که حالشو
ببریم دیگه!!بابا من نمی دونم فردا مردم؟زندم؟از کجا بدونم از ایران می رم؟
نه منظورم اینه که کلاً
تصمیمت اینه که خارج از کشور زندگی کنی؟یا این که بمونی؟حالا مرده و زندت رو
بیخیال!
نه،زندگی
کردن که تو ایرانه!!!فامیلا این جان،دوستان این جان،با فرهنگ این جا بیشتر می
خونم!
بدترین و بهترین صفتت
به نظر خودت؟دوس داری چه جوری نباشی،ولی هستی؟دوس داری چه جوری باشی، ولی نیستی؟
من نمی
تونم،دوستام باس بگن!بدترین:قبلاً یه خرده فوضول بودم!تنبلم هستم!بییییییییییییdiscipline!!!بهترین:...این که نامنظم نباشم ولی هستم!این که
منظم باشم ولی نیستم!
چی بیشتر از همه
عصبانیت می کنه؟
نمی
شم!صبر کن!هان!وقتی که چی می گن؟...تنبلیم!
آهنگی که همیشه وقت
تنهایی واسه خودت زمزمه می کنی؟
آهنگ
زمزمه نمی کنم!سوت میزنم!سوت کارتون رابین هود رو!
فحشی که زیاد استفاده
می کنی و با گفتنش حال می کنی و سبک می شی؟
فحش
ترکیه،نمی تونم بگم!ول کن بابا،آبروم میره
،نمی
گم!!!بیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــب...
پاتوقت تو یونی؟
والا من
پاتوق ندارم،بچه ها میرن یه جا پاتوق میکنن،منم میرم اون جا،ولی این که تو کجا
راحتم و این جور چیزها...کنار river side(حشو
داره!!!)رو اگه اون سیگاری ها نباشن دوس دارم.خیلی
جای خوشگلیه!
قبل از این که بیای یونی،کدوم یکی از بکسمونو می شناختی؟
خانم آخوندی و خانم بقایی وعلی طاهری و سلیمان دهقان!
چندش ترین کاری که تا حالا تو زندگیت انجام دادی؟
خانم آخوندی و خانم بقایی وعلی طاهری و سلیمان دهقان!
چندش ترین کاری که تا حالا تو زندگیت انجام دادی؟
خیلی زیاده،نمی شه گفت!آهان!این که یه بار موبایل دوستم
افتاد تو توالت،دستمو بردم تو توالت ورش داشتم!
بچه
ها امیدوارم بالا نیارین!
پوریا
نیشتو ببند دارم مصاحبه می کنم!
چیا رو تا الان که زنده ای!تو زندگیت موفقیت می
دونی؟
قبولیم تو مرحله 3 رو
خیلی بیشتر از مرحله 2 موفقیت میدونم،چون تو زمان خیلی کمی خودمو رسوندم!به نظرم
موفقیت خاص دیگه ای وجود نداره!
یکی
:دوس داری همسر آیندت چه شکلی
باشه؟
(با قهقهه)اون جور که تو تئوریش مطرحه از یه لحاظ baseشون باید
یکی باشه دیگه!)و سوتی آخر مصاحبه:)نمی دونم،نمی گم،ناراحت میشه!!!
چند
ترمه به نظرت فارغ التحصیل می شی؟
12 سال!نَه ترم!!!
استادی
هست که بخوای با دست خفش کنی؟و چرا؟
آررره!آقای دیرنده!یه بار داشتم می دوییدم،گفت از راست
بدو!منظورش دست راست خودش بود،من گفتم خب دست راست من با شما فرق داره،که از اون
موقع هر وقت منو می بینه...!!!
ولی استادی هم هس که بخوام قشنگ بگیرم ببوسمش!دکتر
امینیان،دکتر شفیعی،خیلی دوسش دارم!
بردیا
:چرا fb نمیای و friend request رو accept نمی کنی؟
تنبلی!
مهرداد(سوار):چرا deactive کردی؟
خودش یه
مسئله ای بود که یه سری از دوستان...
حله،درسته!!!
موهاتو کوتاه می
کنی،واقعا بهت میاد!!!از شنیدن این که ازت تعریف شده چه حسی داری؟
من الان
حس بدی داشتم،چون فکر می کنم موهام بلند باشه بهتره!
رازی داری که نخوای کسی
بدونه؟
معلومه!!!
خب داری دیگه؟پس بگو!
آره جونِ
...
تو باشگاه هم پانتومیم
بازی می کردی؟
دوسه بار
خواستیم بازی کنیم خوب نبود،خوش نگذشت!تازه تو باشگاه هم این جوری نبود،من زیاد با
دوستام قاطی نمی شدم!در ضمن من از پانتومیم متنفرم،عاشق مافیام!
خلاقانه ترین روش
تقلبتو شرح بده!
گرفتن یا
دادن؟یه دفعه سر دکتر امینی بود کل جواب ها رو تو ماشین حساب نوشتم،تشریحیا رو هم
نوشتم!گرفتن هم نه این که خوب می بینم از دور،نیاز به خلاقیت ندارم!
مدالت طلا بود یا آب
طلا؟
آب طلا!
آخرین باری که گریه
کردی؟
همین سر
مراسم پدربزرگم!
یه چی می گم،کوتاه یه
چی بگو!
درس خون یا خرخون؟ درس خون
رقص چاقو؟ نانی
دانشکده دندون؟ اه!
عشششق؟ نمی دونم
چیه؟تعریفی واسش...
جلال همتی؟ کیه؟(حالا گفته شده آهنگاشو گوش میده!
)
قد؟وزن؟BMI؟ 73/1.84/چیه؟نمی
دونم،خودت حساب کن!
انتخابات در ایران؟perfect!
رئیس جمهورتو چند تا
دوس داری؟عدد بده! در عدد گنجیده نمی شه!
نمره شیمی عمومی؟ 18.5
معدل ترم قبل؟ نرفتم
سایت،نمی دونم!
بالاترین نمرت تو یونی؟
من انضباطمم 20 نمی شدم!)گویا توقع داشته بشه!!!)19.5:آز شیمی!
اسم مورد علاقت؟ پسر:دانیال/دختر:ماندانا،آتوسا!
استاد شمسا؟دوسش
دارم.
استاد گرایش نژاد؟ عاااااااااااااالـــــــــــــــــــــــــــــــیـــــــــــــــــــــــــــــــه!!!
سوسک؟ عموم می
گرفت دستش!
gf؟ اهههههههههههههه!
غرور؟ در حد
خودش بد نیست!
اعتماد به نفس؟ عالیه!
آزادی؟ اونم در
یه حدی عالیه!
آشپزی؟به آشپزی خیلی علاقه مندم و یه چیزهایی هم بلدم!![[]--- cook](http://mail.yimg.com/ok/u/assets/img/emoticons/emo59.gif)
آشپزی؟به آشپزی خیلی علاقه مندم و یه چیزهایی هم بلدم!
تکیه کلامت؟ چــــــــــــی
می گی؟(با لحن علی صادقی!)نه نه!چیه؟خب رو زیاد
تکرار می کنی!خب!!!
جو دارو 90 تهران؟ جو
خوبیه،دوسش دارم!
بهترین تفریحت تو
دانشگاه؟ نشستن در کلاس اساتید باحال!
بارون؟برف؟آفتاب؟وقتی
کنار همن خیلی خوب میشه ولی برفو ترجیح میدم!
شب به گلستان تنها،
منتظر کی بودی؟ بابام؟!؟! صبر کن ببینم بقیش مورد نداره؟

استاد سیف:زبان ترکی از
مغولی ناشی میشه؟نه،گفت ترکیبی بین عربی و فارسیه!به نظر من زبان ترکی خودش قبل از اون
بوه،من کسی نیستم که نظر بدم،مگه من تاریخ دانم؟
پرندخت(ابوفاضلی)(با لحن گوینده های اخبار):سوالی
که من فکر می کنم شاید برای خیلی ها جالب باشه که بدونن جوابشو و امیدوارم که
بتونی بهش جواب بدی،اینه که صمیمی ترین دوست تو در دانشگاه چه کسیه؟و بچه ها
میخواستن که تو یه دختر وهم یه پسرو نام ببری!نظر پوریا صریحی طلای المپیاد شیمی
رو با هم می شنویم!
(با
خنده)عاااااالی بود!تو دخترا نگین ،توپسرا هم رقابت هست بین دوستان،جعفر و مهرداد
، علی طاهریم خیلــــــــــــــــــــــــــی دوس دارم ولی باهاش نمی تونم
بپلکم!ارسلان رو هم دوس دارم!همین!
دلیل این که برخی بکس
از اول سال "انقلب،ینقلب،انقلاب" کردن؟(از لحاظ تیپیک!)
به ما
ربطی نداره!
نظرت راجع به راه های مختلف ورود به دانشگاه چیه؟سهمیه های مختلف کنکور و چندین راه دیگه!تضییع حق رو چه جوری تعریف می کنی؟
دقیقا نمی دونم برتری هرسهمیه چیه و دلیلش چیه؟ به خاطر همین هم نظری ندارم!
نظرت راجع به راه های مختلف ورود به دانشگاه چیه؟سهمیه های مختلف کنکور و چندین راه دیگه!تضییع حق رو چه جوری تعریف می کنی؟
دقیقا نمی دونم برتری هرسهمیه چیه و دلیلش چیه؟ به خاطر همین هم نظری ندارم!
معصومه(بقایی):اگه یه موردیو تو خوابگاه یکی بفهمه،همه می
فهمن؟خبررسانی تو خوابگاه چه جوریه؟
بستگی
داره به فردش و همچنین به موردش
!نه!آخه من بوستان 2 هستم،بچه ها بوستان 3 و 5 اند!من کلا از دوستان
جدام!چون من المپیاد بودم،2 نفرم!اونا تو اتاقای 4 نفرن!
فقط به طلاها اتاق 2 نفره میدن یا به همه؟
نه،به
طلاها!
محمدحسین(کشوادی):دوس داری پاتوق بچه ها fb باشه یا وبلاگ؟(وبســـــــــــــــایــــــــــــــــت!!!)
آخه fbکه همه
نمیان،برای میلاد بهتره که ما fb باشیم چون واسه accept نظر بچه ها خیلی تو خوابگاه وقت میذاره!
ونیز یه اعتراف تکان دهنده در حین گفتگو:(یا god!!!
)
من یه
مدت با اسم "مارمولک!!!"نظر میدادم!صندلی داغ هام نظر نمیذاشتم که اگه
یه وقت اومدن بهم گفتن تو بیا بشین،بگم من تا حالا یه بارم شرکت نکردم و نمی دونم
چه جوریه والانم نمیام!
جعفر(برغمدی):الان مشغول دیدن کدوم سریالی؟
How i met your mother
فاطمه(امامی):مگه خوابگاه TV داره؟
البته تلویزیون هم اینو نشون نمی ده ها!!!
اگه قرار باشه یه پست تو مملکت بهت بدن(چند تا رو نام می بره!)چیو انتخاب می کنی؟
داروساز!
ماهی چقدر درآمد داری؟
من تدریس می کنم،ماهی حدود 250!یه مقدار جیب پولی (پول تو جیبی!)از بابام می گیرم!
500 تومنم بنیاد نخبگان بهت میده!!!
اگه بنیاد انقدر بهم میداد که من میرفتم زن میگرفتم!
نه
بابا!هنوز عضو بنیاد نشدم!حوصله نداشتم برم ثبت نام!!!
در
آخر اگه قرار باشه یه آرزو کنی که همین الان برآورده بشه،اون چیه؟به جز این که من
الان لال شم؟
ای بابا!حیف شدا!آرزو می کنم اعتماد به نفسم خیلی عالی
بشه!
مرســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی!امیدوارم
پماد سوختگی لازم نشده باشی!
نه،نشدم!
پ.ن:ادو مرسی ویژه از آقایان صریحی
و نیسانی که واسه این کار وقت گذاشتند!

+ نوشته شده در جمعه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت توسط معصومه بقایی
|
برای شناسوندن خودمون نه می خوایم پر حرفی کنیم و نه خودستایی !!