نگاره آخر روزهای آخر
...
در رفت و آمد آونگوار ساعت روی دیوار،
روز هایمان بود که شیرین و سخت گذشتند.
روزهایی که با کنار هم بودن شکل گرفتند و
سپری شدند با یاری دست هایی که دراز کرده بودیم به سمت یکدگر.
حالا ما مانده ایم ؛ خیره
به گیسوان سیاه دخترکی، در اهتزاز باد
به پاهای خسته پسرک داستان، در پی دنبال توپ دویدن ها
که دور می شوند و دور می شوند و ...
نقطه ای سیاه می شوند در قاب نگاه هامان
و خاطره ای سپید در یادهای ماندگار ...
این روزها که می روند، باز خواهند گشت، به دیداری تازه، به روزی نو
ما ایستاده ایم به انتظار، با درخششی در چشم از برای سپاس تو ...
توی روز های آخر ترم
برای تشکر از همه 90 ی ها

با تشکر ویژه از همکاری های ویژه
از نماینده ها: علی طاهری * شبنم فریدفر
از مدیروبلاگ: میلاد بهروزی
از سیستم پیامرسانی پنل: علیرضا خالقی
از گروه مشاوره درسی: میلاد بهروزی * جعفر برغمدی * خاطره چرچی بابایی * نیکو آخوندی * معصومه بقایی * فاطمه زارعی
از گروه جزوه: شهاب مسکینی * محمدحسین کشوادی * جعفر برغمدی * سالار صادفیان * میلاد بهروزی * ارشیا فراهانی * سلیمان دهقانی * کیانا فهیمی * نیکو آخوندی * خاطره چرچی بابایی * سونا قاسمی * زهرا تقی پور * فاطمه زارعی * فاطمه غلامی جلال * فائزه احمدی * پرندخت ابوفاضلی * خودم ![]()
از گروه پشتیبانی درسی: پوریا صریحی * جعفر برغمدی * آناهید نوریان * شبنم میرفندرسکی * ریحانه اختیاری
برای شناسوندن خودمون نه می خوایم پر حرفی کنیم و نه خودستایی !!