غریب تر از نام غربت...
یا تو...
دیروزها مردی بود که مهربان بود ودر خانه خود هم غریب بود
و درمیان این غربت خانگی آنقدر تنها که هم خانه ات نیز با تو یک دل نبود و تشت ها و جگر های سوخته خوب می دانند چه میگویم...
دیروز ها تو بودی و سفره ات که همیشه پهن بود و شهری بود که سفره دشنام و بی مهری مردمانشان تا همیشه تاریخ پهن است...دیروزها تو شبیه تر از هر کسی به خدا به چشم می آمدی که:تو بودی و هیچ کس ؛هیچ کس نبود..
امروزها همان غریبِ مهربانی که بوده ای...
امروزها همه چیز عوض شده است الا تو و غربتت!آنقدر که هنوز غربت خاکی ات سایه بان ندارد!آنقدر که هنوز کبوترانت از مزار بی سنگت که بر میخیزند بال هایشان خاکی است.
امروزها هنوز هم تو غریبی و من خوب دانسته ام که مادرت چرا میگفت:
هرکس بر غربت حسنم بگرید نخواهم گذاشت فردای قیامت چشمانش گریان شود.
......................................................
با تذکر به جای هم کلاسی خوبمون پیشنهاد دو تا کتاب توپ براتون دارم تا با کریم اهل بیت بیشتر آشنا بشیم (به خصوص با مسئله صلح امام حسن(ع)که واسه خیلی ها از جمله خودم پراز ابهامه):
صلح امام حسن، مرتضی آل یاسین، ترجمه آیه الله سید علی خامنه ای.
زندگانی امام حسن مجتبی (ع)، هاشم رسول محلاتی
برای شناسوندن خودمون نه می خوایم پر حرفی کنیم و نه خودستایی !!