باران باش و ببار نپرس پیاله های خالی از آن کیست...
یکی اون آخرای کلاس نشسته , اما انگاری خوابش برده ...یکی هم شاید اون وسطای کلاسه و سرش به کارای دیگه ای گرم باشه ...شاید باشن کسایی که سعی کنند از تموم کلاس استفاده لازم رو ببرن اما خب میدونی بازم شاید یه چیزایی از زیر دستشون در بره...
اما گوشه کلاس یه رکوردر هست که لحظه به لحظه کلاس رو ثبت میکنه و بعداز اون ساعت کلاسی ،میشه تخته سیاه یک اکیپ پُر انرژی که شروع کنند به پیاده کردنش روی کاغذ ؛ به اوردن بخش های مهم ,تیکه هایی از درس که تو کلاس از حواس من و تو جامونده...
این اکیپ حتی بعضی اوقات , وقتی بخوان کار رو به موقع برسونن اونم تو کمترین فاصله زمانی اینقدر از خودشون مایه میذارن که شما مطمئنا میتونی برای یه جزوه حسابی روشون حساب باز کنی حتی اگر به قیمت کمتر استراحت کردنشون باشه ...
خصوصا میخوام از خانم بقایی و گروه جزوه بیوشیمی بالینی که در عرض تنها دو روز جزوه جلسه
7م رو که همین دوشنبه تدریس شد و چهارشنبه داغ و تنوری بدستتون رسید ،آماده
کردند تشکر ویژه کنیم...
همینجا در حضور همه شما میخوایم یه دست مریزاد بگیم به همه بچه های گل گروه جزوه واسه همه وقت هایی که میذارن ...احساس مسئولیت هایی که میکنند و همه همکاری هاشون...
یه تشکر که دورنش کلی انرژی و قدرشناسی نهفته هست رو همگی تقدیم شون
می کنیم...ممنونیم بچه ها

برای شناسوندن خودمون نه می خوایم پر حرفی کنیم و نه خودستایی !!